
آغاز را با بوسه ای که طولانی ترین راههاست
در می نوردیم
با بوسه ای
از من، تا تو
ای عشق من!
در آمیخته از ساقه ها تا ریشه هامان
در پیوند یکی نگاه
از اعماق تو تا ژرفای من
و اینچنین
من، تو و عشق
هر سه باهمیم
تا بتوانیم هر سه با هم باشیم
تا بتواند
فقط من
فقط تو
تنها عشق باشد.
ما دردهامان را حمل کردیم
چونان سنگی بیشمار
تا دلتای هم
و به گل نشستیم
چونان دو کشتی
و به آغوشی خلیجی خاموش.
در فصلی که به گل میخک شکوفه می داد در زمین
جدامان کردند
بواسطه ترنها و ملت ها
بواسطه مرزها
ولی انگار دلتای ابئ
می دانست که ما چقدر همدیگر را دوست می داریم. 


ساعت 21:5
نويسنده ღ♥ღبهارღ♥ღ