|
لحظه های تلخ و شیرین ...
![]() به یاد لحظه ها باشیم
...لحظه هایی که پی در پی می گذرند لحظه های که مانند سکوت می شکند لحظه هایی که به یاد می ماند و لحظه هایی که از یاد می رود... لحظه هایی که ما آن ها را می سازیم لحظه هایی که شاید زندگی ما را دگرگون کردند... در پی این لحظه های تلخ و شیرین باشیم که... ...شاید روزی این لحظه ها به پایان برسند و آن روز در تقاضای فقط یک لحظه ایم ...فقط یک لحظه... قدر لحظه ها را بدانیم...
![]()
نويسنده ღ♥ღبهارღ♥ღ
به خنده ام منگر ......
![]() به روشناییی سیمای من نگاه مکن
به جان دوست،دلم چو شبان تاریک است
به موج خنده ی تلخم ،فروغ شادی نیست
که این نشاط ،به سر حّد گریه نزدیک است
![]() ![]() مبین ظاهر آرام و شادمانه ی من
که با فریب،ز شب،آفتاب سوخته ام
به خنده ام منگر ،با تو راست میگویم:
برای چهره گریان خود نقاب ساخته ام
ز آفتاب ِ رخ روشنم ،فریب مخور
سپهر خاطر من ابر و دیده من بارانیست
ز روح من که کویر ست ،در دو روزه ی عمر
گر گُلی به در آید،گل پشیمانیست
![]() ![]() نگاه من به نگاه بهار می بارد
ولی ورای دو چشمم،هزار پائیز ست
به خنده های دروغین من امید مبند
بدان که جام وجودم ز گریه لبریزست
سکوت میکشدم،خنده روی خاموشم
ولی به خلوت من ،هر نگاه،فریادست
به چهره، صورتکی شادمانه برزدهام
بدین فریب،گمان میبری دلم شادست
![]() ![]() مرا فریب مده
تو نیز چو منی،ای دوست،ای همیشه غریب
که با خزان زدگی،چهره ات گلستانست
اگر که صورتک از روی خویش برداری
به روشنی پیداست
که فصل عمر تو هم، روز و شب زمستان است
![]() ![]()
نويسنده ღ♥ღبهارღ♥ღ
آری آغاز دوست داشتن است
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست...
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد ز من نشانه ی من
روح سوزان آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه ی من
آه ،بگذار زین دریچه ی باز
خفته در پرنیان رویاها
با پر روشنی سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم...تو...پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو...بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو،میخواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو،میخواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه ی تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
نويسنده ღ♥ღبهارღ♥ღ
و بهار ....
نويسنده ღ♥ღبهارღ♥ღ |
|